الشيخ رسول جعفريان
62
رسائل حجابيه (فارسى)
به مشروطه وصل شد و پس از آنكه در درون آن قرار گرفت ، همراه با منظومهاى از انديشه و سياست كه نامش نهضت مشروطه بود ، به جلو حركت كرد . طبعا پيوستن چنين افرادى از ميان روحانيون به تجدد امرى طبيعى بود . از قضا ، عامل تأليف اين رساله هم مطلبى است كه يك روحانى مطرح كرده است . مؤلف در نخستين سطور رسالهاش ، علت تأليف رساله را چنين بيان مىكند : « چند روز قبل از خيابان ناصريه عبور مىكردم . چند نفر ترك ظاهر الصلاح رسيدند و گفتند كه ، در مجلسى بوديم ، شخص معمّمى گفت : احتجاب و عصمت مخصوص زنان گبر است ؛ در اسلام و شرايع قبل نبوده و نيست . زنها بايد مكشّفات الوجوه و آزاد باشند ؛ مثل زنان مسيحيّه ، موافق شرايع قبل كه اعتقاد به آن دارند و تعليم تورات و انجيل . و ما آيهء حجاب را براى او خوانديم ؛ منكر شده و تأويل نموده . حال شما كه عالم به جميع شرايع مىباشيد ، در اين خصوص چه مىفرماييد ؟ » پاسخ مؤلف همين رسالهاى است كه ملاحظه مىفرماييد . رسالهء حاضر نشان مىدهد كه بحث از كشف حجاب در همان سالهاى نخست پيروزى مشروطه مطرح شده بوده و در محافل خصوصى مورد بحث قرار مىگرفته است . مؤلف كه بخشى از رسالتش را پاسخگويى به شبهات مىديده ، دست به تأليف اين رساله زده است . بحث نخست وى در موضوع حجاب در اديان پيشين است . وى در اين زمينه ، عباراتى از تورات و انجيل را به عنوان شاهد نقل كرده و با استفاده از شروحى كه براى كتاب مقدس نوشته شده ، لزوم حجاب را در اديان پيشين به رغم مخالفت حاليه نصارا با آن ، بيان كرده است . وى در فصل دوم ، به بحث از حجاب در قرآن پرداخته و آياتى چند را در اين زمينه ترجمه و شرح كرده است . مشكلى كه به لحاظ فكرى وجود دارد ، آن است كه فخر الاسلام ، بهرغم مشروطه خواهى خود و توجهش به انديشههاى متجددين ، دريافته است كه افكار الحادى غربى در حال رسوخ به جامعهء اسلامى ايران است . با اين حال ، وى كه از علاقمندان به مشروطه بوده و معتقد به « كمال توافق اسلام با تمدّن جديد است » حاضر به پذيرش اين واقعيت كه بحث از كشف حجاب از نتايج حلول انديشههاى آزادىخواهانهء از نوع غربى است ، نشده و گناه
--> روشنفكر و متجدد هم مطرح مىشود . سيد جلال كاشانى در سال 1329 ش با اشاره به مقالهاى كه در يكى از مطبوعات منتشر شده بود ، مىنويسد : ضمنا تذكر مىدهم كه نويسندهء آن مقاله درازگوشى است ناخلف و نامسلمان ، معمّم است ؛ ولى وازده و منفور روحانيت كه دستهاى بيگانهاى او و امثال او را در زير عمامه نگهدارى مىنمايند تا به وسيلهء آنان روحانى و معمم را در انظار مردم جاهل دزد و كلاش و بىدين و رشوهخوار و وطنفروش و بىشرم جلوه داده . . . » بنگريد : هفدهم دى مناظرهء دانشجوى جوان و دهقان پير ، ص 60 ( در همين مجموعه چاپ شده است )